ماهيگيري


یا به اندازه آرزوهات تلاش کن یا به اندازه تلاشت آرزو کن


دو مرد در کنار درياچه اي مشغول ماهيگيري بودند . يکي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود اما ديگري ماهيگيري نمي دانست .
هر بار که مرد با تجربه يک ماهي بزرگ مي گرفت ، آنرا در ظرف يخي که در کنار دستش بود مي انداخت تا ماهي ها تازه بمانند ، اما ديگري به محض گرفتن يک ماهي بزرگ آنرا به دريا پرتاب مي کرد .
ماهيگير با تجربه از اينکه مي ديد آن مرد چگونه ماهي را از دست مي دهد بسيار متعجب بود . لذا پس از مدتي از او پرسيد :
- چرا ماهي هاي به اين بزرگي را به دريا پرت مي کني ؟
مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !

گاهي ما نيز همانند همان مرد ، شانس هاي بزرگ ، شغل هاي بزرگ ، روياهاي بزرگ و فرصت هاي بزرگي را که خداوند به ما ارزاني مي دارد را قبول نمي کنيم . چون ايمانمان کم است .
ما به يک مرد که تنها نيازش تهيه يک تابه بزرگتر بود مي خنديم ، اما نمي دانيم که تنها نياز ما نيز ، آنست که ايمانمان را افزايش دهيم .
خداوند هيچگاه چيزي را که شايسته آن نباشي به تو نمي دهد .
اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده کني .
هيچ چيز براي خدا غير ممکن نيست .

به ياد داشته باش :
به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ،
به مشکلاتت بگو که چقدر خدايت بزرگ اس
ت

پیروزی!

راه موفقیت، مستقیم نیست.
پیچی هست به نام شکست؛
میدانی به نام سرگردانی
چراغ قرمزهایی به نام دشمنان
اما، اگر شما توشه‌ای داشته باشید به نام عزم و تصمیم
موتوری با نام پشت‌کار
و بیمه‌ای به نام ایمان،
قطعاً به محلی خواهید رسید به نام ... پیروزی!

ضرب المثل ژاپنی

یه ضرب المثل ژاپنی می گه :
اگه یه هیزم شکن قرار باشه ۶ ساعت تبر بزنه ! ۵ ساعت تبرش رو تیز می کنه و ۱ ساعت تبر می زنه !!!

نگرش

"حقيقتي کوچک براي آنهايي که مي خواهند زندگي خود را 100% بسازند" !!!

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت: لباس‌ها چندان تمیز نیست. انگار نمی‌داند چطور لباس بشوید. احتمالا باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد.
همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد، زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: "یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده."
مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم

ادامه نوشته

معانی برخی کلمات


 مدرسه:  جایی که پدر پول پرداخت می کند و پسر بازی می کند .

بیمه ء عمر: قراردادی که شما را در طول زندگی نیازمند می کند ودر موقع مردن ثروتمند.

پرستار: شخصی که از خواب بیدار می شود و به شما قرص خواب آور    می دهد.

سخنرانی: هنر انتقال اطلاعات از نتهای سخنران به نتهای دانشجویان بدون اینکه به ذهنهای هر کدام خطور کند.

کنفرانس: اختشاشی که یک شخص توسط تعدادی حضار ضرب و شتم میشود.

مصالحه: هنر تقسیم یک کیک به روشی که هر کسی فکر کند بزرگترین تکه را دریافت کرده است.

اتاق کنفرانس: جائی که همه صحبت می کنند و هیچ کسی گوش نمی دهد و بعدا هر شخصی عدم موافقت خود را اعلام می کند.

رئیس: شخصی که اول است وقتی تو تاخیر داری و تاخیر دارد وقتی که تواول هستی .

سیاستمدار: شخصی که قبل از انتخابات دستش را و بعد از انتخابات صمیمیتش را تکان می دهد.

دکتر: شخصی که مریض را با قرص و خانواده اش را با صورتحساب میکشد .

خنده: منحنی که بسیاری از مسائل را بی پرده مشخص می کند.

اداره: جایی برای استراحت بعد از یک کار و فعالیت خانگی.

وغیره: علامتی برای متقاعد کردن دیگران که شما واقعا بیشتر از اونیکه انجام دادید می دونید.
 
تجربه: نامی که مردم بر روی خطا هایشان می گذارند.




 


به بهانه برگزاری نمایشگاه کتاب

بر اساس آمار مآخوذه از هفته نامه ی پیک سنجش:

در کشور آذربایجان برای هر ۴۶۰۰ نفر یک کتابخانه وجود دارد ولی در ایران برای هر ۴۶۰۰۰ نفر !!!

تیراژ متوسط کتاب در تاجیکستان ۵۰۰۰۰ نسخه برای ۵ میلیون نفر است و در ایران ۳۰۰۰ نسخه برای   ۶۰ میلیون نفر !!!

۴۹٪ مردم ایران در سال حتی یک بار کتاب نمی خرند.!!!

ما جزئ کدام دسته از هموطنانمان هستیم؟

بهانه اکثر ما ایرانی ها برای مطالعه نکردن چیست؟